تبليغاتX
شاهد
شاهد
دلنوشته های فلسفی- دینی- کلامی
شاهد

سلام دوستان عزیز ایا اطلاعاتی در باره عبد الوهاب وفرقه وهابیت دارید برای اطلاع بیشتر به کتابی که آیه الله سبحانی نوشته وهمچنین خاطرات مستر همفر رجوع کنید  مطلبی که در اینجا آمده در باره اعتقاد این گروه درباره توسل جستن به اولیای الهی است  اگر پس از مطالعه سوالی ویا اشکالی به ذهنتون رسید مارا بی نصیب نگذارید ممنون

مرز توحید وشرک

1.      هر نوع توجه معنوی به غیر خدا ،یعنی توجهی که از طریق چهره و زبان توجه کننده و چهره و گوش ظاهری شخص مورد توجه نباشد ، بلکه توجه کننده بخواهد نوعی رابطه قلبی میان خود و طرف مقابل برقرار کند و او را بخواند و متوجه خود سازد و به او توسل جوید و از او اجابت بخواهد ، همه اینها شرک و پرستش غیر خداست.

2.      چون عبادت جزء اینها چیزی نیست

3.      وعبادت غیر خدا به حکم عقل و ضرورت شرع جایز نیست ،ومستلزم خروج از اسلام است.

4.      به علاوه انجام اینگونه مراسم عین اعمالی است که مشرکان برای بتها انجام می دادند.

5.      و مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراء الطبیعی برای شخصیت مورد توجه (پیغمبر با امام) است .(نظریه وهابیان و وهابی مابان عصرما)

                                        


[1] .جهان بینی ،شهید مطهری ،ص103-106.

+ ادامه مطلب...

مرتضی | 21:53 - چهارشنبه 1388/09/04


در چه شرایطی خدا به بنده اش دستور انجام کاری را می دهد ؟

1.      اولین خصلت مهم اون کار خواسته شده  این که بنده از پسش بر بیاد یعنی کاری خارج از قدرت اون نباشه.

2.      دوم اینکه خدا اون کار رو واجب یا مستحب کنه یعنی: ازاون کارهایی باشه که استحقاق این رو داشته باشه در مقابلش پادش قرار بدن.

3.      و خدا ثواب رو به خاطر همون کار بده نه اینکه اون کار بهونه باشه و ثواب رو حسابه دیگه ای باشه غیر اون کار.

4.      مقصود خدای تبارک وتعالی از اون امر رساندن پاداش به بنده باشه نه اینکه مثلا با اون معامله کنه یا منافعی رو برای خودش در نظر بگیره.

حالا به نظر شما بهتر نیست آدم به جای اینکه اوامر شیطون ونفس  اماره اش رو گوش کنه امر خدا رو آویزه گوشش کنه؟؟[1]



[1] .با استفاده از مطالب الذریعه،ج1،ص161-169

مرتضی | 21:58 - جمعه 1388/08/22


حتما بخوانید!!!

1.      علم وایمان دو رکن از ارکان اساسی انسانیت انسان است.حال می خواهیم بدانیم بین این دو رکن اساسی انسان چه رابطه ای هست.تصوير اصلي را ببينيد

2.      متاسفانه در جهان مسیحیت ، بواسطه برخی قسمتهای تحریفی عهد عتیق (تورات) اندیشه ای در اذهان رسوخ کرده که هم برای علم گران تمام شده و هم برای ایمان: (اندیشه تضاد علم و ایمان) در باب دوم آیه 16 و 17 سفر پیدایش در باره آدم وبهشت و شجره ممنوعه چنین امده است: خداوند آدم را امر فرموده گفت: از همه درختان باغ بی ممانعت بخور اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر اینه خواهی مرد. در آیات 1-8از باب سوم می گوید: و مار از همه حیوانات صحرا که خدا ساخته بود هوشیارتر بود و به زن (حوا) گفت:آیا خدا حقیقتا گفته است که از همه درختان باغ نخورید *زن به مار گفت از میوه های درختان باغ می خوریم* لکن از میوه درختی وسط باغ است خدا گفته از آن مخورید و آنرا لمس نکنید مباد بمیرید *مار به زن گفت هر آینه نخواهید مرد *بلکه خدا می داند در روزی که ازآن بخورید چشمان شما باز می شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود *چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر خوش نما و درختی دلپذیر و دانش افزا، پس از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد * آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد وفهمیدند که عریانند پس برگهای انجیر دوخته ، سترها برای خویشتن ساختند* درآیه23 از همین باب می گوید: و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک وبد گردیده ،اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند.

3.      طبق  این برداشت الف.درخت ممنوعه درخت آگاهی است وچون انسان عصیانگر وعالم شد از بهشت خارج گردید ب. هر وسوسه ای وسوسه آگاهی است وشیطان همان عقل است.

4.      برای ما مسلمان که از قرآن آموخته ایم ، خداوند همه اسماء (حقایق) را به آدم آموخت وآنگاه فرشتگان را امرفرمود که آدم را سجده کنند وشیطان ازآن جهت رانده درگاه شد که بر خلیفه الله آگاه به حقایق سجده نکرد ، و سنّت به ما آموخته است که شجره ممنوعه طمع، حرص ، وچیزی از این مقوله بود یعنی چیزی که به حیوانیت آدم مربوط می شود نه به انسانیت او ، وشیطان وسوسه گر همواره بر ضد عقل وسوسه می کند و آنچه در انسان مظهر شیطان است ،نفس امّاره است نه عقل آدمی ، آری برای ما که چنین آموخته ایم ، آنچه در سفر پیدایش می بینیم سخت شگفت اور است.

۵.   همین برداشت است که تاریخ تمدن اروپا را در هزار پانصد سال اخیرر به عصر ایمان و عصر علم تقسیم می کند در صورتی تاریخ تمدن اسلامی تقسیم می شود به عصر شکوفایی علم وایمان و عصر انحطاط علم و ایمان [1]!!


[1] .مرتضی مطهری/علم وایمان /ص25-28

مرتضی | 0:42 - جمعه 1388/08/15


 سوال آیا ما به رجعت اعتقاد داریم چطور؟

چه کسانی رجعت می کنند:

1-     کسانی که در ایمان سر آمد باشند.

2-     کسانی که در فساد سرازیر باشند.

سپس می میرند ودر محشر کبری به آنچه استحقاق داشته باشند خواهند رسید.

 

رجعت در قرآن

1-     قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى‏ خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ (مومن 11) سخن از دوبار مردن ودوبار زنده شدن هست.

2-     معجزات حضرت عیسی (علیه السلام ) مرده زنده کردن بود و به آن در قران اشاره شده است وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّه‏ (آل عمران 49)

3-      داستان عزیر پیامبر یا ارمیای نبی  که از خدا پرسید چگونه مردگان را زنده خواهی کرد....قالَ أَنَّى

يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْم‏ (بقره 259)

 

4-     ِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُم‏ (بقره 243) اشاره به داستان گروهی از قوم بنی اسرائیل دارد که مردند و باز به دنیا باز گشتند.

5-     آیه 260 سوره بقره که به داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام ) وسوال او از زنده شدن مردگان وامتحان آن با کشتن چند پرنده و...

روایات زیادی به حد تواتر خبر از رجعت داده اند[1]

بیان چند نکته

  • رجعت نه تنها مشکلی با دیگر معتقدات ندارد بلکه می تواند معجزه ای از جانب اهل بیت (علیهم السلام) باشد همانطور که مسیح مرده زنده می کرد ،حتی رساتر چون بعد از پوسیدن  دو مرتبه به همین دنیا باز می گردند  قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيم‏ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيم‏(یس79)
  • بین رجعت ،معاد جسمانی و تناسخ فرق است چون تناسخ عبارت است از انتقال نفس به بدن دیگر که هیچ ارتباطی با بدن اول ندارد.
  • رجعت محال نیست فقط معهود ما نیست.


[1] .بدایه المعارف الالهیه/ص175

 

مرتضی | 22:19 - یکشنبه 1388/08/10


نشانه های کسیکه به خدا توکل دارد

هیچ وقت اضطراب نداره

هر وقت مشکلات به طرفش حمل ور میشند خودشو گم نمی کنه

اگه همه هستیشو بدزدند ،از تجارتش چیز جز ضرر عائدش نشه و کارشو عقب بندازند زبون شکوه باز نمی کنه و رضایتو تو چشماش میشه دید، طمأنینشو از دست نمی ده

تپش قلبش قبل از خبر بد (منظور خبر از چیزهایی که گفته شد) وبعدش یکنواخت می زنه حالش یکسانه

پس کسیکه به خاطر بدست آوردن یک چیزی آرامش پیدا کنه باز از دست دادنش اضطراب سراغش می یاد

حالا اون چیز می تونه هر چیزی باشه شما با چه چیزی آرامش پیدا می کنید[1]



[1] با استفاده از جامع السعادات مرحوم نراقی،ص396

مرتضی | 14:35 - سه شنبه 1388/08/05


سوال: چه جوری به خدا توکل داشته باشیم؟

راه   تحصیل   توکل 

تکبه بر تقوی ودانش در طریقت کافریست

رهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

بعد از تقویت توحید واعتقاد

باید بدانیم همه امور مستند به او(جل سبحانه )ست.

ویقین کنیم که جزء از او از کسی کاری ساخته نیست

هیچ کس نه تنها کمکش نمی کند حتی تو انجام دادن  کار ها نمی تونه نظر هم بده

+ ادامه مطلب...

مرتضی | 1:12 - دوشنبه 1388/08/04


   

      

میگن یک پیرمرد مشهدی به حرم که می رسید در می زد

 بهش گفتند در که بازه راه مردم رو نبند برو تو
گفت مدنم در وای مبینم در وایه در مزنم بگه کیه صداش بشنوم

مرتضی | 23:12 - یکشنبه 1388/08/03


سوال:محدودیه ولایت فقیه رابیان کنید.

 در محدوده اختیارات ولایت فقیه اختلاف اقوال است کسانی همچون امام خمینی[1] قائل به ولایت مطلقه فقیه می باشند وبرای فقیه ولایتی همچون ولایت رسول الله قائلند وعده ای هم دایره ولایت رامحدود کرده اند  تا آنجایی که فقط دردایره آن مجانین وامثال آن داخل هستند[2]،سوال کلی است  وتحقیقی مفصل در خور خود می طلبد که آن هم مجالی در حد خود را می خواهد

لذا استظهار از سوال این بود که محدوده آن از نظر مشهور وحاکم چیست که به همان بسنده شده است.

 1.   اسلام شریعت خاتم و دین کامل الهی است از این رو تا پایان جهان ، پاسخکوی تمام نیازهای عقیدتی، اخلاقی وعملی انسان و تضمین کننده سعادت ابدی فردی واجتماعی اوست.

2.   تشکیل حکومت برای اجرای قانون الهی ، در زمان حیات پیامبر اکرم (صلّ الله وعلیه وآله وسلّم )توسط شخص ایشان صورت گرفت و آن ،حضرت علاوه بر ابلاغ وتبین احکام ومعارف دین و تعلیل و دفاع علمی از آنها ، امور اجرایی جامعه اسلامی را نیز با ولایت و رهبری اجتماعی خود بر عهده داشتند.

الف.خدای سبحان همان گونه که سمت تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت را به رسول خود عطاء فرمود: ِ( وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة)[3]و ولایت وحکومت اجتماعی آن حضرت را نیز با آیاتی مانند: ( النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏)[4]و(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏)[5]تثبیت فرموده است.

ب.وبا فرمان (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏)[6]تخلف از احکام حکومتی وقضایی و مقررات و دستور جزئی پیامبر را همانندفرمان خود در بر پاسازی نماز و پرداخت زکات (وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاة)[7]واجب ساخته است. پس ولایت نبی به سبب فرمان الهی است.

3. آنچه خاتمیت اسلام را تضمین می کند دو چیز است یکی استمرار قانون خدا و دیگری اجرای آن توسط حکومت؛ که این دو در وجودمستمر قران و عترت تحقق یافته است.

الف. عترت تنها وظیفه اش تبین و تفسیر قرآن نیست ،بلکه علاوه برآن تشکیل حکومت واجرای حدود و قوانین اسلامی و اصلاح جامعه و هدایت انسانها و نیز حراست از اسلام  و مسلمین در برابر دشمنان داخلی و خارجی است.

ب. عترت پیامبر با وصف عصمت و طهارت ،از رهبری و ولایت مطلقه الهی بر خوردار می باشد که با خلافت بلافصل علی بن ابی طالب (علیه السلام ) آغاز گردیده و تا زمان طهور ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وحکومت جهانی آن حضرت ادامه خواهد یافت.

4. در عصر غیبت ولی زمان که مسلمانان و جامعه اسلامی از ادراک برکات خاص ظهور ایشان محرومند، جاودانگی اسلام اقتضا داردکه همان دو شان تعلیم دین واجرای احکام اسلام تداوم یابد که این دو طیفه بر عهده نائبان ولی عصر می باشد .

- ولایت ،اگرچه در مرتبه نخست ، متعلق به خداوند است و سپس به رسول خدا و امامان معصوم(علیهم السلام )  داده شده است، اما در مراتب بعدی، به وارثان واجد شرایط رهبری انتقال یافته و از این طریق استمرار می یابد .



[1] .صحیفه نور /ج20/ص170

[2] .برای توضیح بیشتر خوب است به نظریات شیخ انصاری وآیة الله خوئی رجوع شود

[3] .آل عمران164

[4] .احزاب6

[5] .مائده55

[6] .نساء59

[7] .بقره110

+ ادامه مطلب...

مرتضی | 18:41 - جمعه 1388/08/01


سوال:

اگر پیامبر یا امام معصوم باشند ویا علم لدّنی داشته باشند،من نخواهم توانست آنان را به عنوان الگو انتخاب نمایم و آنان به عنوان اسوه والگوی جامعه مطرح شوند.

زیرا آنان دارای کمالاتی هستند که برای دیگران قابل دسترسی نیست .

پاسخ:

در این سوال اسوه والگو بودن امام را مشروط به دو شرط دانسته :

1.   سنخیت و همانندی امام ومأموم در اوصاف بشری.

۲. امکان دست یافتن مأموم به مرتبه کمال وجودی امام.

+ ادامه مطلب...

مرتضی | 14:45 - پنجشنبه 1388/07/30


داستان صبر

روزی داود نبی (علی نبینا وآله علیهم السلام ) از طرف خدا تعالی مامور شد که به طرف قومش بره وپیامی  رو برای شخص خاصی برسونه

تو کوچه های شهر راه می رفت و سراغ خلّاده دختر أوس رامی گرفت.

ببخشید شما می دونین خونه خلّاده دختر أوس کجاست؟

فرمودید کی؟

خلّاده دختر اوس.

بله بله دختر أوس  اون خانه منزل اوست.

داود نبی دّق الباب کرد

صدایی از درون خانه بلند شد:کیستی وبا من چه کار داری.

داود هستم، داود نبی.

داود، پیامبر خدا!  فرمان روا و والی حکومت؟!

بله ،داود هستم .

بفرمایید داخل شوید؛ نبی خدا کجا ومنزل خلّاده بنت أوس کجا بفرمایید منزل ما را بقدومتان مبارک وپر برکت نمایید.

از طرف خدا پیامی برایت دارم.

از طرف خدا! ، برای من! حتماً اشتباه شده ،آدرسو اشتباه نیومدین یااینکه اون خلّاده که شما دنبالش هستید من نیستم یک خلّاده دیگه است.

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم.

نه آدرس اشتباه و نه اون کس، کسی غیر شماست،خداوند(جلّ واعلی) گفت: شما از بهشتیان هستید البته نه یک بهشتی عادی ، یک بهشتی که همراه پیامبر خدا خواهد بود آره تو قرین من در بهشت هستی.

خلّاده که داشت  سرش سوت می کشیدو هنوز باور نکرده بود  که مخاطب خاص خدا شده گفت: اخه من که کاری انجام ندادم که مستوجب چنین جزایی باشم .

داود گفت: از خودت بگو تا ببینیم علت این امر چه چیزی است.

خلّاده که هاج واج مونده بود، ناگهان جرقه ای  در ذهنش زد گفت:اره من توهیچ سختیی از هیچ چیز شکایت نکردم ، نه تنها جزع وفزع نداشتم حتی از خدا نمی خواستم اون سختی رو برداره می گفتم شاید تو دل این سختی یک حکمتی نشسسته یا چیز دیگه ای که خدا لازم دونسته.[1]

خوش به سعادتش خدا از این حالات نسیب ما هم بکنه آیة الله مصباح نقل می کردند که آیة الله بهاالدینی یک همچین حالتی رو داشتند تو هیچ حادثه یا اتفاقی ندیدیم که ایشان دست پاچه بشوند.[2]  

رزقنا الله وایاکم .

شما در مواقع سختی چه حالی هستید؟


[1] .بحار/ج1/ص38/باب ما اوحی علیه السلام و...،قصص للجزایری/ص350 /ف2،و...

[2] .سخنرانی ایشان در بیت رهبری قم 28/7/88

مرتضی | 23:21 - چهارشنبه 1388/07/29